لوس ایریگارای
وک ویی لنگ
امیرپویان شیوا [۱]
---
اندیشهها: بازتابشگری/آینهوار ساختن -- همجنسخواهی -- تخیّل مذکّر -- شنیدن عارضهنما -- تقلید -- گفتمان زنانه – نَسَبشناسیهای زنانه -- تقاوت جنسی
کتابهای اصلی: بازتابش زن دیگر (۱۹۸۵)-- آن اندام جنسی که یک اندام نیست (۱۹۸۵)-- مجموعهآثار ایریگارای (۱۹۹۱)-- اخلاقیّات تفاوت جنسی (۱۹۹۳) -- جنسها و نَسَبشناسیها (۱۹۹۳)--Je, Tu, Nous [من، تو، ما] (۱۹۹۳)-- اندیشیدن دربارة تفاوت (۱۹۹۴)-- من بهتو عشق میورزم (۱۹۹۶)-- دموکراسی بین دو نفر آغاز میشود (۲۰۰۰)-- دو بودن (۲۰۰۰)
تأثیرپذیری از: دریدا -- فروید – هگل -- هایدگر – لاکان -- لویناس – نیچه
---
جزئیات زندگینامهای

لوس ایریگارای (متولّد ۱۹۳۰) مدیر پژوهش فلسفی در مرکز ملّی پژوهشهای علمی پاریس است؛ جاییکه از ۱۹۶۴ بهاینسو، همواره نقشی تحقیقاتی در آن داشته*.
ادامی مطلب در هم پار گفتگو (حقوق بشر)
بورژوا(1) و بورژوازي(2)، در قرون وسطا فردي از اهل شهر آزاد يا «بورگ»(3) را، كه نه ارباب بود نه دهقان، بورژوا ميگفتند. در سدههاي هفدهم و هجدهم ارباب يا كارفرما را در برابر دوره گردان و كارگران، يا بازرگان را در برابر پيشهور، به اين نام ميناميدند. بدين ترتيب، «بورژوا» به معناي فردي از طبقهي ميانه شد. بورژوازي به صورت اسم جمع در اصل، در فرانسه عنواني بود براي طبقهي ميانهي سوداگر و پيشهور يا شهرنشيناني كه بر ملاك دارائي از حقوق سياسي برخوردار بودند، اما رفته رفته در مباحثات سياسي معناي خاص و وسيعي به خود گرفت...
ادامه مطلب در: هم پار گفتگو (مارکسیسم)
ادامه ی مطلب در هم پار گفتگو (دین)
دیکتاتورى پرولتاریا
دیکتاتورى پرولتاریا (حاکمیت طبقه کارگر) از پیچیده ترین مباحث مارکسیستى است که قدمت بحث و جدل بر سر آن در تمام تاریخ پیدایش مارکسیسم همراه آن بوده . تهاجمات سرمایه دارى در قرن گذشته نقش مهمى را در فراز و نشیبهاى تحلیل هاى مربوط به آن را داشته که با فروپاشى جمهورى شوروى و شکستهاى پى در پى انقلابات سوسیالیستى در جهان مقوله " دیکتاتورى طبقه کارگر" بیش از هر واژه مارکسیستى دیگرى مورد ضرب قرار گرفت. تا حدى که بخشهاى زیادى از مدعیان کمونیست در صدد کنار گذاردن بحث " دیکتاتورى پرولتاری" برآمده و در این مسیر چنان پیشرفت کردند که امروز بر آن باورند که " دیکتاتورى پرولتاریا" عبارتى مارکسیستى نبوده و توسط بلشویک ها ولنین به ادبیات مارکسیستى اضافه گردیده که مضافا بر آن دلایل شکست انقلاب شوروى را به آن منسوب میکنند .
هدف بشر از ترجیح "هست داشتن" به "هست نداشتن" چیست؟
این پرسش بسی اساسی و تعیین کننده است.در واقع چالشی بر سر نوع مرام و سلوک عملی فرد انسانی در زندگی.پایه ای ترین پرسشی که باید به آن پاسخ گفت.چه شانه خالی کردن از زیر بار پاسخ و واکنش انفعالی در برابر آن،خود مبین نوعی اندیشه و اخلاق عملی است.می توان ادعا کرد که در تمام تاریخ و تمام جغرافیای هستی، بشر هوشمندی وجود نداشته است،که درباره ی این پرسش نیاندیشیده باشد.احتمالا تمام پیشرفت ها و دست آورد های بشر و در واقع تمدن بشر،در سایه واکنش وی در برابر آن است..به عبارت بهتر،تفکر در باب این مسئله،کلید حرکت تاریخ کهنسال و بشری است که در همه ی زمان ها طفلی معصوم بوده .در ادامه من قصد ارائه ی حاصل تجزیه و تحلیل هایی را دارم که در نتیجه تأملات و مشاهدات بدان دست یافته ام..ادامه در هم پار گفتگو(فلسفه)
ادامه ی مطلب در: همپار گفتگو (دین)
|
فوکو و فمینیسم (قسمت دوم): قدرت، بدن و جنسیت برگردان: لیلا اسدی-5 مرداد 1387 | |
|
فوکو روابط بین قدرت، بدن و جنسیت را از زوایای بسیار متعددی مورد تحلیل قرار داده است. در وهله اول فوکو وجوه پر ارزش قدرت های انضباطی (همانند دولت یا نظام های تربیتی) را تحلیل می کند که گاه خارج از حیطه تعریف های مضیق سیاسی اعمال می شود و در واقع با پروژه فمینیسم در ارتباط با در نظر گرفتن سیاست های خرد در زندگی شخصی و آشکار نمودن کارکردهای قدرت پدرسالار در خصوصی ترین تجربیات زنان هم پوشانی دارد. دوما تلقی فوکو از قدرت و رابطه آن با بدن و جنسیت زمینه را برای طرح تئوری های سیاسی و اجتماعی فمینیستی با ابزارهای مفهومی مناسب در جهت تحلیل ساختار اجتماعی جنسیت و رفتار جنسی فراهم کرده و نقش قابل توجهی را در انتقاد از اصالت وجود در درون مکتب فمینسیم ایفا نموده است. در نهایت رسمیت بخشیدن فوکو به بدن به عنوان هدف اصلی قدرت از سوی فمینیست ها به منظور تحلیل اشکال معاصر کنترل اجتماعی بر بدن ها و افکار زنان مورد استفاده قرار گرفته است. | |
ادامه ی مطلب در: هم پار گفتگو (حقوق بشر)
اگر پادشا را بود پیشه داد
بود بی گمان هرکس از داد شاد
از امروز کاری به فردا بمان
که داند که فردا چه گردد زمان؟
گلستان که امروز باشد ببار
تو فردا چنی گل نیاید به کار (فردوسی)
« حقوق بشر » با تمام ابهام ها و اختلاف هایی که در تعریف و چگونگی آن دارد[1] سالهاست که به یکی از مهمترین عناصر گفتمان حقوقی و سیاسی چه در داخل کشورها و چه در عرصه بین المللی تبدیـل شده است . به طوری که برخی معتقدند « اگر دولتها می خواهند حاکمیتشان از مداخله خارجی یا بین المللی در امان بماند در رفتارهایشان نباید با نقض حقوق بشر زمینه مداخله بین المللی را فراهم نمایند.»[2] البته این ابهام ها و اختلافها در تعریف حقوق بشر ، همگی ناشی از دیدگاه های متفاوت اندیشمندانی است که در هستی و چیستی آن اندیشیده اند و ابراز نظر نموده اند و این خود به خوبی نشانگر تفاوت آشکار میان فرهنگ ها و تمدن های انسانی است که نه تنها خطری برای « جهان تک قطبی » به شمار می آید ، بلکه ضرورت « گفتگوی تمدن ها » را بیش از پیش آشکار می سازد. همچنین امروزه ملاحظات حقوق بشری تقریبا با تمام قلمرو فعالیت دولتها و حتی با بسیاری از حوزه های زندگی عمومی و خصوصی ارتباط یافته است. شمار و گسترش « نهاد » های مربوط به حقوق بشر هم بازتابی از این واقعیت است...
ادامه ی مطلب در:هم پار گفتگو (حقوق بشر)

